درباره وبلاگ

مینویسم از تو........
از تو ای شادترین .از تو ای تازه ترین نغمه عشق.
تو که سرسبزترین منظره ای. توکه سرشارترین عاطفه را نزد تو پیدا کردم.
و تو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا شاهد اندوهم بود.
به تو می اندیشم........ و به تو میبالم........
و شباهنگام آندم که تو را نزد خودم میبینم..... بهترین آرامش در دلم میجوشد..........
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
عاشق ترین عاشق روزگارم
برای داشتن تو ببین چه بی قرارم
من نفسم میره واسه نگاهت
از همه بیشتر می خوامت خداییش

اين شعار نيست ،
ولي اي عشق من باور کن که بدون تو حتي يک لحظه نيز نميتوانم
نفس بکشم و زندگي کنم
اي عشق من زندگي بدون تو برايم هيچ مفهومي ندارد ، زندگي برايم بي تو
ديگر به معناي زنده بودن نيست به معناي مرگ است
اين حرفهايم احساسي نيست ،
اين کلام قلبي من است آري عزيزم بدون تو هرگز
بدون تو ، زندگي نيز بدون من است ،
و ديگر هيچ نامي از من در اين دنيا نيست
عزيزم اينها شعار نيست ،
اينها شعر و کلمات عاشقانه نيست! اينها همه يک حقيقت است
حقيقتي که سالها به آن انديشيده ام تا به آن پي برده ام
با اينکه حقيقت تلخي است ، اما چاره اي جز باور آن نيست
باور کردنش سخت است ، اما امتحان آن مجاني است
عزيزم بدون تو هرگز! هرگز راهي براي زنده ماندن نيست
تو نفس مني ، تو هواي بودن مني ، تو اميد مني
گر نفسي و هوايي در اين دنيا برايم نباشد ديگر اميدي براي زندگي نيست
عزيزم اين شعار نيست
اين تنها راهي است که براي زنده بودنم در اين دنيا مانده است
راهي که تو باشي ، عشق و محبت تو باشد که با هواي انها زنده بمانم
راهي که تنها تو همسفر آن باشي ، و تا پايان جاده دستانت را از دستان من رها نکني!
با بودن تو زنده خواهم بود ، و با تو نيز از اين دنيا خواهم رفت
عزيزم اين شعار عاشقي نيست ، اين قصه و افسانه نيست ، اين کلام
حقيقت تلخ قلب عاشقم هست : بدون تو ديگر مجالي براي زندگي نيست !

اگه تورو داشته باشم به هر چی میخوام میرسم ...
نوشته شده توسط ارزو برای علی در جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 17:7 موضوع | لینک ثابت

سخن از عاشق دلباخته اي است كه مي خواهند او را امتحان كنند كاسه اي بر سر او مي گذارند واز او مي خواهند از نردباني بالا رود اگر قطره اي از اب خارج شود مشخص مي شود كه او عشقش دروغين است.
هنگاميكه وي داشت از چندمين پله بالا مي رفت به يكباره زمين خيس شد .
حاضرين خنديدند وفرياد زدند (عشق دروغين ) عاشق از حرف مردم رنگش پريد در اين هنگام شخصي فرياد زد نگاه كنيد كاسه پر از اب است سپس مشخص شد خيسي زمين از اشك چشم عاشق است كه در فراق معشوقش ريخته است.


علی این عکس منه دختر کوچولوی عاشقت
تا اخر عمرم عاشقت می مونم قدر تو می دونم

حرمت عشق ؛ گرامي تر از آن است كه من ؛ سخن از عشق بگويم . اما ؛ عشق رازي است ميان تو و من ؛ كه فقط معني اين راز خـــدا مي داند .
هيچ كدوم ما لحظه ي خداحافظي با عــشــق خود را فراموش نمي كنيم!
هميشه لحظه ي خداحافظي يك حرم ، گرما و اشك در چشم عاشق و معشوق ديده مي شود!
اشكي كه ممكن است در همان لحظه يا اندكي بعد به صورت درياچه اي
بيرون بريزد! آن زمان است كه وجود انسان حتي براي لحظه اي كوتاه دوري از عشق ، احساس دلتنگي مي كند!
اين اشك ها نشانه ي عشق است،عشقي كه فقط يك بار به هر كس رو ميكند!!!
نوشته شده توسط ارزو برای علی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 ساعت 15:17 موضوع | لینک ثابت
سلام عشقم
سلام ماهم
سلام عزیزدلم
کنکورمم دادم بالاخره تموم شد خوب یا بد هر چی بود تموم شد
خیلی دوستت دارم شاید اگه تو رو نداشتم نمی تونستم کنکورمو خوب بدم
خیلی خیلی خیلی دوستت دارم عشقم
تو رو با دنیا و هیچ کس عوضت نمیکنممممممممم
تو عشق منی
دوستت دارم عشقم
نوشته شده توسط ارزو برای علی در پنجشنبه هفتم تیر 1386 ساعت 15:23 موضوع | لینک ثابت

من عشق را از انعکاس مهتاب در حوض مادر بزرگ آموختم
من ایثار را از قلب خورشید در آسمان صحرا آموختم
من زندگی را از امواج طوفانی شب دریا آموختم
من محبت را از قطره های باران بر علفزار آموختم
من صداقت را از یک رنگی ابر های سفید آموختم
من وفا را از کبوتران بر شاخه های خشکیده آموختم
من گذشت زمان را از چشم های منتظر آموختم
من عطش را از چکاوک های خانه همسایه آموختم
من ایمین را از کودکان معصوم آموختم
و من آموختم هر چه را که می خواهم فقط از معبود یکتا بخواهم
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط ارزو برای علی در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 4:2 موضوع | لینک ثابت
ميخواهم تا ابد در آسمان بی کران عشقت مستانه پرواز کنم و نام
مقدست را با وضو بر لب بياورم . هميشه ميتوان با پاکی اشکت ,
روشنی چشمانت , و با گرمی دستانت و صداقت کلامت و زمزمه
دلتنگيت عاشقانه وضو گرفت . پس تا ابد دوستت دارم

اي هست ونيست من, بدون توشكسته ام
خسته ام غروبم را طلوعي باش
خزانم رابهاري!
تقديم به كسي كه نامش در بهار من
يادش در انديشه من
عشقش درقلب من كلامش در دفتر من
وديدارش آرمان من است

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد زدوست
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامی است زمن بر من و باقی همه اوست
نوشته شده توسط ارزو برای علی در جمعه یکم تیر 1386 ساعت 13:19 موضوع | لینک ثابت